گروئنلند يك مستعمرهٴ ايسلندي بود، ولي جمهوري ايسلند كه در حدود 930 تأسيس شدهبود، در 1262 از ميان رفت و تابع نروژ شد. در سال 1380 خود نروژ تحت سلطهٴ دانمارك درآمد و ايسلند هم مستعمرهٴ دانمارك شد. پس از جدايي دو كشور (دانمارك و نروژ) در سال1814 همچنان مستعمرهٴ دانمارك باقي ماند. از سال 1262 تا 1380 احتمالاً وينلاند تابع و مستعمرهٴ مخفي نروژ بود؛ در يكي از نوشتههاي فيليپ دومزيِر اشارهٴ عجيبي به آن هست.
در سال 1347 يك كشتي با هفده دريانورد گروئنلندي به ايسلند رسيد كه به ماركلاند سفر كرده و براثر توفان به ايسلند رانده شدهبود؛ در سالهاي بعد، اين افراد عازم برگن شدند (كه در آن هنگام، پايتخت نروژ بود). آنان بايستي برخي اطلاعات دربارهٴ آمريكا با خود آورده باشند. در سال 1354، ماگنوس، شاه نروژ، سوئد و اسكانه هيئتي را به رياست پاول كنوتسُن به گروئنلند فرستاد. هيئت از سال 1355 تا 1364 غايب بود؛ هدف آن بيشتر ديني بود و دفاع از مسيحيت رو به زوال در مهاجرنشينها. اينك، باتوجه به غيبت طولاني آن هيئت (ده سال) ممكن است به وينلاند هم رفته باشد.
با كشفي كه در تابستان سال 1898 توسط كشاورزي به نام اُلُف اُهمَن در غرب مينهسوتا انجام گرفت، اين فرض قوت غريبي پيداكرد. او در دهكدهٴ كنزينگتن (در بخش داگلاس)، در وسط و زير ريشههاي سپيداري كهنسال سنگي يافت (79×41×15 سانتيمتر) حاوي كتيبهاي به خط روني (220 حرف بهعلاوهٴ 62 نقطه براي جداكردن كلمات ).1 اقوام توتوني و اسكانديناوي متعددي دستكم از سدهٴ سوم تا اواخر سدههاي ميانه، از يك الفباي روني استفاده ميكردند.2 بهتدريج با معرفي زبان لاتيني در اسكانديناوي، از سدهٴ يازدهم يا پيشتر، الفباي لاتيني جاي آن را گرفت؛ با اينهمه، مدتها كمابيش مورد استفاده بود. به گفتهٴ الاوس ماگنوس (1490 ـ 1558)، سراسقف اوپسالا، در زمان او هنوز خط روني براي تقويمها به كار ميرفت.
سنّتهاي مردم تحصيلكرده مانند دانش عاميانه و خرافات، در بخشهايي از اسكانديناوي (از جمله در تلمارك در جنوب نروژ ، گتلاند و دالكارليا در سوئد) تا عصر جديد كاربرد ضمني خود را داشت.
كتيبهٴ كنزينگتن به اين صورت ترجمه شدهاست:
8 گُت و 22 نروژي براي پويش از وينلاند از طريق غرب در فاصلهٴ يك روز راه از اينجا بر كنار درياچهاي با 2 زورق اطراق كردند. يك روز، مشغول ماهيگيري بوديم. پس از آمدن به اينجا ده تن از افراد خود را غرق خون و مرده يافتيم. درود بر مريم عَذرا.